

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۱۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۰
من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
بیننا و بینه قبل التجلی الف واد
جاء من یحیی الموات و الرمیم و الرفات
ایها الاموات قوموا و ابصروا یوم التناد
طارت الکتب الکرام من کرام کاتبین
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
جاءنا میزاننا کی تختبر اوزاننا
ربنا اصلح شأننا أَو جُد بعفوٍ یا جواد
اضحکوا بعد البکا یا نعم هذ المشتکا
قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ فراخوانی به بیداری و آگاهی از خواب غفلت است. شاعر به مردگان و غافلان یادآوری میکند که زمان بیداری و توجه به حقیقت فرارسیده و از آنها میخواهد تا به ندای قیامت پاسخ دهند. در دنیایی که نسبت به مسائل معنوی غفلت شده، پیام شاعر به بیداری و تلاش برای اصلاح حال و نیکوکاری است. همچنین به زیبایی و درخشش نور عشق و حقیقت اشاره میکند و برای کسانی که به این نور و حکمت نرسند، آرزوی بدبختی دارد. شاعر در پایان با نگاهی به عشق الهی و درخشش آن، امید به تابندگی و ماندگاری دولت و فضل الهی دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
