

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۱۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۳
اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
میان این دل و آن یار می فروش چه بود
فدیت سیدنا انه یری و یجود
الی البقاء یبلغ من الفناء یذود
اگر به چشم بدیدی جمال ماهم دوش
مرا بگو که در آن حلقههای گوش چه بود
معاد کل شرود طغی و منه نی
مثال ظلک ان طال هو الیک یعود
وگر تو با من هم خرقهای و همرازی
بگو که صورت آن شیخ خرقه پوش چه بود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و حالاتی میپردازد که در لحظات عاشقانه و وصل با معشوق تجربه کرده است. او از طرف محبوب خود سوالاتی میپرسد که نشاندهندهی دیالوگ عمیق و جستجوی معانی عشق و وجود است. با اشاره به مسایل فلسفی و عرفانی، شاعر به درک اسرار عشق و زندگی میپردازد و از حجابهای ظاهری و درونی سخن میگوید. همچنین در انتها به یک حسرت و longing در ارتباط با محبوبش اشاره میکند که بیانگر جستجوی بیپایان برای درک عشق است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
