

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲
یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
جمله ارواحنا تغمس فیما ترید
نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید
طبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید
انت لطیف الفعال انت لذیذ المقال
انت جمال الکمال زدت فهل من مزید
از پس دور قمر دولت بگشاد در
دلق برون کن ز سر خلعت سلطان رسید
جاء اوان السرور زال زمان الفتور
لیس لدنیا غرور یا سندی لا تحید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان حال و هوای عشق و ارتباط با عالم معنوی میپردازد. شاعر از نزدیکی و دوری الهی سخن میگوید و در پی اوج گرفتن روح و دستیابی به کمال است. او به جلوههایی از عالم غیب و راز و رمز عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند حاکمی بیرحم و در عین حال زیبا باشد. در این مسیر، وجود نمادها و شخصیتهایی مانند دیو و پری و روحانیت به تصویر کشیده میشود. در نهایت، دنیای مادی به ناپایداری تشبیه شده و عشق به عنوان نیرویی قوی و تأثیرگذار در زندگی انسان معرفی میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
