

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲
سلیمانا بیار انگشتری را
مطیع و بنده کن دیو و پری را
برآر آواز رُدّوها عَلَیَّ
منوّر کن سرای شش دری را
برآوردن ز مغرب آفتابی
مسلم شد ضمیر آن سری را
بدین سان مهتری یابد هر آن کس
که بهر حق گذارد مهتری را
بنه بر خوان جِفانٍ کالْجَوابی
مکرّم کن نیاز مشتری را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا، شاعر به توصیف مقام و قدرتی فراتر از دنیای مادی پرداخته است. او از سلیمان که نماد حکمت و رهبری است، میخواهد که قدرت خویش را به دیوان و پریها تسلط دهد و قلبها را به نور علم و حقیقت روشن کند. مولانا در اینجا به اهمیت عشق و خلوص نیت اشاره دارد و میگوید که باید از زرق و برق دنیا دوری کرد و به جهاد نفس پرداخت. همچنین، او به نیازهای معنوی انسان اشاره میکند و میطلبد که این نیازها برآورده شود. در نهایت، شاعر بر لزوم دستیابی به حقیقت و غنای روحی تأکید میکند، تا انسان به گنجینههای معنوی خود دست یابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
