

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵
چو او باشد دل دلسوز ما را
چه باشد شب چه باشد روز ما را
که خورشید ار فروشد ار برآمد
بس است این جانِ جان افروز ما را
تو مادرمرده را شیون مَیآموز
که استادست عشق آموز ما را
مدوزان خرقهٔ ما را مدران
نشاید شیخ خرقهدوز ما را
همه کس بر عدو پیروز خواهد
جمال آن عدو پیروز ما را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان اهمیت عشق و عواطف در زندگی میپردازد. او میگوید که در کنار عشق، روز و شب و حتی مشکلات زندگی معنی پیدا میکنند. عشق، تنها چیزی است که دل انسان را روشن و جانش را زنده میکند. همچنین، او اشاره میکند که عشق میتواند آموزنده باشد و باید از آن بهره برد. در نهایت، به این نکته میپردازد که مسیر عشق ممکن است دشوار باشد، اما ارزش آن را دارد و انسان باید به دنبال آن برود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
