

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۵۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۱
شب گشت ولیک پیش اغیار
روزست شب من از رخ یار
گر عالم جمله خار گیرد
ماییم ز دوست غرق گلزار
گر گشت جهان خراب و معمور
مستست دل و خراب دلدار
زیرا که خبر همه ملولیست
این بیخبریست اصل اخبار
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تضاد شب و روز اشاره میکند و میگوید که در حالی که شب است، او روزش را در چهره یار میبیند. او حتی اگر جهان را خراب و درهم بیابد، دلش از عشق معشوق شاد و سرزنده است. همچنین به بیخبری و ناامیدی در دنیا اشاره میکند و میگوید که در این بیخبری، اصل اخبار و دلمشغولیها از دست میرود. در نهایت، او غرق در عشق و زیباییهای معشوق است و این احساسات او را از عالم ملالت دور کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
