

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸
به برج دل رسیدی بیست این جا
چو آن مه را بدیدی بیست این جا
بسی این رخت خود را هر نواحی
ز نادانی کشیدی بیست این جا
بشد عمری و از خوبی آن مه
به هر نوعی شنیدی بیست این جا
ببین آن حسن را کز دیدن او
بدید و نابدیدی بیست این جا
به سینه تو که آن پستان شیرست
که از شیرش چشیدی بیست این جا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیتهای دلانگیز عشق میپردازد. او به مخاطب میگوید که در برج دل به حقیقت عشق رسیده و زیبایی معشوق را مشاهده کرده است. در طول عمر، چه بسا که آرزوهایش و خوبیهای معشوق را در اشکال مختلف شنیده، اما به واقعیت نرسیده است. او همچنین اشاره میکند که آن شیرینی و شوق عشق، همچون پستان شیر در سینهاش وجود دارد و از آن چشیده است، که نشاندهنده عمق عشق و احساسات اوست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
