

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹
بکت عینی غداة البین دمعا
و اخری بالبکا بخلت علینا
فعاقبت التی بخلت علینا
بان غمضتها یوم التقینا
چه مرد آن عتابم، خیز یارا
بده آن جام مالامال صهبا
نرنجم ز آنچه مردم میبرنجند
که پیشم جمله جانها هست یکتا
اگر چه پوستینی بازگونه
بپوشیدهست این اجسام بر ما
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ اتحاد و یگانگی روحها و انسانهاست، حتی اگر در ظواهر و اجسام مختلفی قرار داشته باشند. شاعر با اشاره به عشق و خوی مشترک میان افراد، بر اهمیت شناخت عمق وجودی یکدیگر تأکید میکند. او دعوت میکند که مرزهای ظاهری و جسمانی را کنار بگذاریم و به اصل یگانگی خود در وجود یکدیگر بپردازیم. این یگانگی بهگونهای تأکید میشود که حتی در تفاوتهای ظاهری، حقیقت مشترکی نهفته است که باید کشف شود. پیام اصلی این شعر فراخوانی به درک و ادراک همجنس بودن روحهاست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
