

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹
بکت عینی غداة البین دمعا
و اخری بالبکا بخلت علینا
فعاقبت التی بخلت علینا
بان غمضتها یوم التقینا
چه مرد آن عتابم، خیز یارا
بده آن جام مالامال صهبا
نرنجم ز آنچه مردم میبرنجند
که پیشم جمله جانها هست یکتا
اگر چه پوستینی بازگونه
بپوشیدهست این اجسام بر ما
تو را در پوستین من میشناسم
همان جان منی در پوست جانا
