

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۰۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۸
ساقیا باده چون نار بیار
دفع غم را تو ز اسرار بیار
بادهای را که ز دل میجوشد
زود ای ساقی دلدار بیار
کافر عشق بیا باده ببین
نیست شو در می و اقرار بیار
ساقیا دست همه مستان گیر
همچنان جانب گلزار بیار
پیش این شاهد ما خوبان را
گردن بسته ز بلغار بیار
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ساقی میگوید که بادهای معجزهآسا بیاورد تا غمها را از دل بردارد. او به عشق اشاره میکند و دلیلی برای نوشیدن باده میسازد، با این امید که همگان را به وصال برساند. این غزل با دعوت به شادی و محبت، به خوبیها و زیباییها اشاره دارد و به شمس تبریز به عنوان نماد نور و الهام یادآور میشود. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد تا همه را در باغ عشق جمع کند و به اعطای نعمتها بپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
