

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۷
در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
من زیانها کردهام من دیدهام
زخمها از چشم هر بیپا و سر
چشم بد دیدیم ما کز زخم او
روسیه گردد عیان شمس و قمر
دور باد از رزم شیران چشم سگ
دور باد از مهد عیسی کون خر
تیر پرانست از چشم بدان
خلوت آمد تیر ایشان را سپر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به خطرات و آسیبهای ناشی از نگاههای ناپاک و چشمهای بد میپردازد و از مردم دعوت میکند که با دیده دل به حقیقت بنگرند. او از زخمهایی که این نگاهها به انسانها میزنند، سخن میگوید و تذکر میدهد که چشمها نیک و بد را در خود دارند. همچنین، او به تفاوت بین زاهدان و مستان اشاره میکند و تأکید میکند که مستان واقعی فقط به دنبال حفظ حق و حقیقت هستند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که فریادهای بیهوده و تظاهر به خوشی، فقط به گرد و خاک میانجامد و حقیقت را پنهان میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
