

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۲۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۷
وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر
روحک روح البقا حسنک نور البصر
دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر
چند بپیماییش نیست فزون کم شمر
اقسم بالعادیات احلف بالموریات
غیرک یا ذا الصلات فی نظری کالمدر
هر که به جز عاشقست در ترشی لایقست
لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر
هجرک روحی فداک زلزلنی فی هواک
کل کریم سواک فهو خداع غرر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبوب میپردازد و او را همچون ماهی زیبا و دلنشین معرفی میکند. او عشق را نیرویی زندهکننده و تازگیآور میداند که دلها را پرورش میدهد و روح انسان را به زندگی میآورد. شاعر به تضادهای انسانها در عشق اشاره میکند و میگوید که تنها عاشقان به شیرینی و زیبایی واقعی میرسند. او همچنین warns گی که فریب ظاهر را نخورند و دل را از محبت محبوبتر و خالصتر نکنند. عشق را همچون نوری در زندگی میداند که راهمان را روشن میکند و روح را به پرواز در میآورد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
