

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳
ای مطرب دل برای یاری را
در پرده زیر گوی زاری را
رو در چمن و به روی گل بنگر
همدم شو بلبل بهاری را
دانی چه حیاتها و مستیهاست
در مجلس عشق جان سپاری را
چون دولت بیشمار را دیدی
بسپار بدو دم شماری را
ای روح شکار دلبری گشتی
کاو زنده کند ابد شکاری را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به جشن و سرور و عشق میپردازد. او از مطرب میخواهد که دل را با نواهای شادابش غرق در احساسی عمیق کند و بر خلوص عشق و زیباییهای بهاری تأکید میکند. در این مجلس دوستانه، شاعر به دلبری و عشق اشاره میکند و از ساقی میخواهد که شراب شادیبخش را به او بدهد. او همچنین بر اهمیت بودن در این لحظات خوش و فراموش نکردن لذتهای زندگی تأکید میکند و به غنای عشق و حیات در جوار آن اشاره مینماید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
