

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳۶
نبشتهست خدا گِردِ چهره دلدار
خطی که فاعتبروا منه یا اولیالابصار
چو عشقْ مردمخوارست مردمی باید
که خویش لقمه کند پیش عشقِ مردمخوار
تو لقمه ترشی دیر دیر هضم شوی
ولیست لقمه شیریننوشِ نوشگوار
تو لقمهای بشکن زانک آن دهان تنگست
سه پیل هم نخورد مر تو را مگر به سه بار
به پیشِ حرص تو خود پیل لقمهای باشد
توی چو مرغ ابابیل پیل کرده شکار
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به تشریح عشق و حال و روز انسانها در جستجوی آن میپردازد و این عشق را به عنوان یک نعمت خداوند معرفی میکند. او به این نکته اشاره میکند که انسان باید از حرص و خواستههای دنیوی فاصله بگیرد و در پی عشق حقیقی باشد تا سیراب گردد. همچنین، بیان میکند که آنکه به خداوند نزدیک است و از خودخواهی و حرص رهایی یافته است، در زندگی خود به معنای واقعی سیر میشود. در نهایت، شاعر به شمس اشاره میکند و او را به عنوان الگو و منبع فیض معرفی مینماید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
