

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۴۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۳
تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
تو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر
درآ به حلقه رندان که مصلحت اینست
شراب و شاهد و ساقی بیشمار نگر
بدانک عشق جهانی است بیقرار در او
هزار عاشق بیجان و بیقرار نگر
چو دررسی تو بدان شه که نام او نبرم
به حق شاهی آن شه که شاهوار نگر
چو دیده سرمه کشی باز رو از این سو کن
بدین جهان پر از دود و پرغبار نگر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به تصویر کشیدن عمق عشق و دغدغههای عاشقانه است. شاعر از یار دعوت میکند که به زیباییها و جذابیتهای دنیایی که عشق در آن جریان دارد، توجه کند و به جای غم و اندوه، به عشق بیپایان و حال خوش رندانی بپردازد. او با اشاره به وضعیتهای مختلف طبیعت و وجود انسان، اهمیت وصل و خوشی را در عشق یادآوری میکند و همچنین به وضعیتهای دلانگیز و غمبار زندگی اشاره دارد. در نهایت، او به آثار شمس تبریزی و تأثیر او در زندگی روحی انسان اشاره میکند و دعوت به بخشش و عفو دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
