

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۷۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۷
آفتابی برآمد از اسرار
جامهشویی کنیم صوفیوار
تن ما خرقهایست پُر تضریب
جان ما صوفییست معنیدار
خرقهٔ پُر ز بند روزی چند،
جان و عشق است تا ابد بر کار
به سر توست شاه را سوگند
با چنین سر چه میکنی دستار؟
چون رخ توست ماه را قبله
با چنین رخ چه میکنی گلزار؟
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به رازهای عشق و معرفت میپردازد و اهمیت عشق را در زندگی انسانی بررسی میکند. او نسبت به عشق و جمال الهی تأکید میکند و بیان میدارد که عشق باعث تغییر و تحول روح میشود. مولانا از توبهها و رهایی از عشق صحبت میکند و میگوید که زیبایی واقعی در عشق نهفته است و توبه ناپایدار است. او تصاویر ماندگاری از عشق و زیبایی میآفریند و میگوید که در این دنیا، عشق همانند آتش سوزان است که تمامی رنگها و ظواهر را در هم میآمیزد. در نهایت، تاکید میکند که عشق میتواند پردهها را دریده و به شناخت خداوند منجر شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
