

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۷۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۸
جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
من فضل رب عنده کل الخطایا تغتفر
اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم
فارضوا بما یقضی لکم ان الرضا خیر السیر
کم قایلین فی الخفا انا علمنا بره
فاجرک لدینا سره لا تشتغل فیما اشتهر
السر فیک یا فتی لا تلتمس ممن اتی
من لیس سر عنده لم ینتفع مما ظهر
انظر الی اهل الردی کم عاینوا نور الهدی
لم ترتفع استارهم من بعد ما انشق القمر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف بهار و نو شدن طبیعت میپردازد و همزمان از رحمت و مغفرت خداوند سخن میگوید. شاعر به مومنان یادآوری میکند که باید راضی به قضای خداوند باشند، زیرا رضایت بخشترین سیر و سفر در زندگی است. در ادامه، او از چشمانداز نور و هدایت در برابر تاریکیهای دنیا صحبت کرده و نسبت به اینکه باید در جستجوی حقیقت و سرّ الهی بود تأکید میکند. همچنین، شاعری به نقل از پیامبر اشاره میکند که زندگی و مرگ جزو عین همان دین و دنیای فرد است و در نهایت پیامی از احتیاط و هوشیاری در برابر عشق و محبت را منتقل میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
