

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹
برخیز و صبوح را بیارا
پُر لَخلخه کن کنار ما را
پیش آر شراب رنگ آمیز
ای ساقی خوب خوب سیما
از من پرسید کو چه ساقیست
قندست و هزار رطل حلوا
آن ساغر پرعقار برریز
بر وسوسهٔ محالپیما
آن می که چو صعوه زو بنوشد
آهنگ کند به صید عنقا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دعوت از ساقی و نوشیدن شراب میپردازد و حال و هوای میخانه و لذتهای آن را توصیف میکند. او از ساقی میخواهد که شراب رنگارنگی بیاورد تا در جمع دوستان به شادمانی بپردازند و از دنیا و غمهایش دور شوند. در این فضا، مستی و شادی حکمفرماست و افراد به رقص و سرور مشغول هستند. شاعر به زیبایی و لطافت دوستی و عشق اشاره میکند و تأکید دارد که در بزمهای الهی خبری از دردسرها و خشونتهای زندگی نیست. در نهایت، او میگوید که در این حالت سکر و مستی، همگان باید به زیباییهای روحانی توجه کنند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
