

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱
چون خانه روی ز خانه ما
با آتش و با زبانه ما
با رستم زال تا نگویی
از رخش و ز تازیانه ما
زیرا جز صادقان ندانند
مکر و دغل و بهانه ما
اندر دل هیچ کس نگنجیم
چون در سر اوست شانه ما
هر جا پر تیر او ببینی
آن جاست یقین نشانه ما
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلی عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او به منزلی که به آن تعلق دارد و تأثیر آتش عشق در آن میپردازد و با تشبیهاتی مانند رستم و زال، قدرت و شدت این عشق را توصیف میکند. همچنین، او به نقش عشق به عنوان دام و چالشی در زندگی اشاره میکند و معتقد است که عشق به دلی باز و صادق نیاز دارد. شاعر به طور ضمنی بر این نکته تأکید میکند که نباید از رازهای عشق و دل گفت، چرا که آنچه در دل است، قابل درک برای دیگران نیست. در نهایت، اشاره به دیگران و ارتباط با شخصیتهای اجتماعی به این مضمون اضافه میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
