

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲۲۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۷
رویش خوش و مویش خوش وآن طره جعدینش
صد رحمت هر ساعت بر جانش و بر دینش
هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آرد
شیرینتر و نادرتر زآن شیوه پیشینش
آن طره پرچین را چون باد بشوراند
صد چین و دو صد ماچین گم گردد در چینش
بر روی و قفای مه سیلی زده حسن او
بر دبدبه قارون تسخر زده مسکینش
آن ماه که میخندد در شرح نمیگنجد
ای چشم و چراغ من دم درکش و میبینش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی معشوق میپردازد و ابراز عشق و شوق خود را نسبت به او بیان میکند. او با استفاده از تشبیهها و توصیفهای زیبا، ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق را شرح میدهد و احساسات عمیق خود را نسبت به او منتقل میکند. معشوق به عنوان منبع زیبایی و عشق، انسان را مجذوب خود میکند و شاعر را به یاد نعمتهای زندگی و لحظات شیرین میاندازد. در پایان، عشق به معشوق و جستجوی وصال او را نه تنها به عنوان یک احساس، بلکه به عنوان یک مسأله وجودی و الهی مطرح میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
