

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۶
برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
نپرسید او مرا بنشست خاموش
نظر کردم بر او یعنی که واپرس
که بیروی چو ماهم چون بدی دوش
نظر اندر زمین میکرد یارم
که یعنی چون زمین شو پست و بیهوش
ببوسیدم زمین را سجده کردم
که یعنی چون زمینم مست و مدهوش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از ملاقات با محبوبش در فضایی پر از اشتیاق و هیجان یاد میکند. او به نشان عشق و تسلیم، به زمین سجده میکند و این عمل را نشانهای از بیخبری و مستی خود میبیند. محبوب در سکوت به او نگاه میکند و شاعر با این عمل، به عمق احساسات و حالات خود اشاره دارد. در این تنظیم، ارتباط میان عشق، زمین و نشانههای تسلیم روحی به تصویر کشیده شده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
