

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱
من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا
دیدم آن جا پادشاهی خسروی جانپروری
دلربایی جانفزایی بس لطیف و خوشلقا
کوه طور و دشت و صحرا از فروغ نور او
چون بهشت جاودانی گشته از فر و ضیا
ساقیان سیمبر را جام زرینها به کف
رویشان چون ماه تابان پیش آن سلطان ما
رویهای زعفران را از جمالش تابها
چشمهای محرمان را از غبارش توتیا
از نوای عشق او آنجا زمین در جوش بود
وز هوای وصل او در چرخ دایم شد سما
