

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۳۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۲
توبه سفر گیرد با پای لنگ
صبر فروافتد در چاه تنگ
جز من و ساقی بنماند کسی
چون کند آن چنگ ترنگاترنگ
عقل چو این دید برون جست و رفت
با دل دیوانه که کردست جنگ
صدر خرابات کسی را بود
کو رهد از صدر و ز نام و ز ننگ
هر کی ز اندیشه دلارام ساخت
کشتی برساخت ز پشت نهنگ
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توبه و سفر با پای لنگ اشاره میکند و به چالشهای صبر در شرایط سخت میپردازد. او از تنهایی و عدم حضور دیگران در میخانه گله میکند و به تضاد میان عقل و دل دیوانه پرداخته و نشان میدهد که عقل از مجادله با دل فرار میکند. شاعر به اهمیت فاصله گرفتن از قید و بندهای نام و ننگ و آزادی از افکار محدود اشاره دارد. او همچنین تأکید میکند که اندیشه باید آزادانه و بینگرانی از عواقب حرکت کند و به تأمل در معانی عمیق زندگی و حقیقت میپردازد. در انتها، او به رفتار با احتیاط در افشای رازها و اهمیت لذت از زندگی اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
