

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۶۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۰
باده ده ای ساقی جان باده بیدرد و دغل
کار ندارم جز از این گر بزیم تا به اجل
هات حبیبی سکرا لا بفتور و کسل
یقطع عن شاربه کل ملال و فشل
باده چو زر ده که زرم ساغر پر ده که نرم
غرقه مقصود شدی تا چه کنی علم و عمل
اصبح قلبی سهرا من سکر مفتخرا
ان کذب الیوم صدق ان ظلم الیوم عدل
ای قدح امروز تو را طاق و طرنبیست بیا
باده خنب ملکی داده حق عز و جل
طفت به معتمرا فزت به مفتخرا
من سقی الیوم کذی جمله ما دام حصل
