

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۶۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۵
یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
کم انادی انظر ونا نقتبس من نورکم
قد رجعنا جانبا من طور انوار الجلال
من رأی نورا انیسا یملاء الدنیا هوی
للسری منه جمال للعدی منه ملال
کل امر منه حق مستحق نافذ
ینفع الامراض طرا ینجلی منه الکلال
من شکا مغلاق باب فلینل مفتاحه
من شکا ضر الظما فلیستقی الماء الزلال
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و نورانی بودن عشق و پرتوهای آن اشاره میکند. او از جذبههای عشق و تاثیرات مثبت آن بر روح و روان انسان سخن میگوید و به جستوجوی نور حقیقی و معنوی میپردازد. در این فضا، هر کسی که مشکل یا دردی دارد، میتواند به این نور دست یابد و به آرامش برسد. شاعر همچنین به زیبایی و شکوه شبهای عاشقانه اشاره کرده و از یار دعوت میکند که در این شبها بمانند و از زیباییهای عشق لذت ببرند. این غزل به طور کلی تشویق به سرزندگی و شور و شوق در عشق و وابستگی به معشوق است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
