

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۷۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۴
ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
وی مطربان ای مطربان دف شما پر زر کنم
ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم
وین خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم
ای بیکسان ای بیکسان جاء الفرج جاء الفرج
هر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم
ای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که من
صد دیر را مسجد کنم صد دار را منبر کنم
ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل به تشویق و دعوت عاشقان و جویندگان حقیقت میپردازد تا از خاک و مادیت به مرتبهای بالاتر صعود کنند. شاعر با استفاده از تصاویری چون تبدیل خاک به گوهر و غم به شادی، افکار و روحیات مختلف انسانها را به تحول و دگرگونی فرا میخواند. او به معجزههای خود اشاره میکند که میتواند جهل و نادانی را به آگاهی و ایمان تبدیل کند و برعکس، همه چیز را در مسیر بهبود و زیبایی قرار دهد. در این راستا، شاعر به تمامی قشرها و احوال انسانها توجه دارد و وعده میدهد که معانی عمیقتری از زندگی را برای آنها نمایان کند. این مضمون در انتها با تأکید بر عقل و گفتوگوی آسانتر به پایان میرسد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
