

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۴۲۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۰
اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم
اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنم
گر افتادهست او از خود نیفتادهست از دستم
جهان ماهی عدم دریا درون ماهی این غوغا
کنم صیدش اگر گم شد که من صیاد بیشستم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز حالات درونی خود میپردازد و به این نکته اشاره میکند که اگرچه ممکن است دنیای مادی و داراییها از دست برود، اما او به خود شاد و مطمئن است. او از جود و سخاوتش میگوید و اینکه از چیزی نمیهراسد، زیرا دلبستگیاش به این دنیا ناچیز است. همچنین به مفهوم هستیشناختی اشاره میکند که دنیای مادی و شخصیتهای آن در حقیقت فانی هستند و او به عنوان صیادی در جستجوی حقیقت و معنا است و با وجود موانع، نمیتواند امیدش را از دست بدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
