

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۴۸۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۱
ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
چون شمع به پروانه مظلوم رسیدیم
یک حمله مردانه مستانه بکردیم
تا علم بدادیم و به معلوم رسیدیم
در منزل اول به دو فرسنگی هستی
در قافله امّت مرحوم رسیدیم
آن مه که نه بالاست نه پست است بتابید
وآنجا که نه محمود و نه مذموم رسیدیم
تا حضرت آن لعل که در کون نگنجد
بر کوری هر سنگدلِ شوم رسیدیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حقیقت عشق و سیر و سلوک روحی اشاره میکند. او خود و دوستانش را به آتش عشق تشبیه میکند که از موم به نور شمع تبدیل شدهاند. در این سفر معنوی، از مرحلهای به مرحله دیگر میرسند و با دیدن حقیقتهای عمیق، به مقاماتی دست مییابند که نه قابل توصیف است و نه محدودیت دارد. اشاره به مفاهیمی مانند وجود و عدم، بالا و پایین و آزادی از قید و بندها نشاندهندهٔ حرکت بهسوی کمال و حقیقتی است که از آن فراتر رفتهاند. در نهایت، شاعر به ارادهای قوی اشاره میکند که آنها را از محدودیتهای دنیوی رها کرده و به وصل حق نزدیک کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
