

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۱۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۳
اگر سرمست اگر مخمور باشم
مهل کز مجلس تو دور باشم
رخم از قبلهٔ جان نور گیرد
چو با یاد تو اندر گور باشم
قرارم کی بود خود در تک گور
چو بر دمگاه نفخ صور باشم
صد افسنتین و داروهای نافع
توی جان را چو من رنجور باشم
شوم شیرین ز لطف گوهر تو
اگر چون بحر تلخ و شور باشم
اگر غم همچو شب عالم بگیرد
برآ ای صبح تا منصور باشم
