

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۴۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۵
شراب شیره انگور خواهم
حریف سرخوش مخمور خواهم
مرا بویی رسید از بوی حلاج
ز ساقی باده منصور خواهم
ز مطرب نالهٔ سرنای خواهم
ز زهره زاری تنبور خواهم
چو یارم در خرابات خراب است
چرا من خانهٔ معمور خواهم
بیا نزدیکم ای ساقی که امروز
من از خود خویشتن را دور خواهم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوریدگی و عشق به معشوق سخن میگوید. او میخواهد از شراب عشق و خوشیهای معنوی بهرهمند شود و به دنبال بویی از حلاج است که او را به عالم عشق و سرمستی میبرد. در خرابات، دل و جانش را به معشوق میسپارد و از او میخواهد که نزدیکش بیاید تا از خود دور شود. شاعر تمایل دارد تا از دنیای مادی و نظر دیگران دور شده و تنها به دیدن معشوق بپردازد، خواهان بهشت و زیبایی در حضور اوست. او به طبیب دل رنجور خود نیز اشاره میکند و درخواست دارد تا در این مسیر عشق، خود را حتی در گور هم بیابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
