

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۶۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۴
روزی که گذر کنی به گورم
یاد آور از این نفیر و شورم
پرنور کن آن تک لحد را
ای دیده و ای چراغ نورم
تا از تو سجود شکر آرد
اندر لحد این تن صبورم
ای خرمن گل شتاب مگذار
خوش کن نفسی بدان بخورم
وان گاه که بگذری مینگار
کز روزن و درگه تو دورم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاد مرگ و گذر از دنیا میپردازد و درخواست میکند که در روز دیدار، یادش گرامی داشته شود. او از معشوق میخواهد که قبرش را با نور پر کند و در لحد از او شکرگزاری کند. در ادامه، احساس نیاز به حضور معشوق را بیان میکند و اشاره دارد که بیحضور او، تمام نعمتها بیمعنا هستند. در نهایت، او به شمس تبریز اشاره میکند و خواستار دعوت به نزد خود میشود تا زندگیاش پر از عشق و نور شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
