

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۰
آن عشرت نو که برگرفتیم
پا دار که ما ز سر گرفتیم
آن دلبر خوب باخبر را
مست و خوش و بیخبر گرفتیم
هر لحظه ز حسن یوسف خود
صد مصر پر از شکر گرفتیم
در خانه حسن بود ماهی
رفتیمش و بام و در گرفتیم
آن آب حیات سرمدی را
چون آب در این جگر گرفتیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان زیباییها و لذتهای عشق میپردازد. او از عاشقانهای نو یاد میکند که با دلبر خود تجربه کرده است و میگوید که از زیباییهای او مدهوش و شیرین کام شده است. شاعر به حسن و لطافت این عشق همچون آب حیات اشاره میکند و میگوید که بدون آن زیبایی، زندگی بیمعناست. همچنین او از شمس تبریز یاد میکند و حسرت جدایی از او را با تصویر ماهی که از سفر برمیگردد، به تصویر میکشد. عشق و شوق به معشوق، محور اصلی این شعر را تشکیل میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
