

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۷۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۷
امروز نیم ملول شادم
غم را همه طاق برنهادم
بر سبلت هر کجا ملولی است
گر میر من است و اوستادم
امروز میان به عیش بستم
روبند ز روی مه گشادم
امروز ظریفم و لطیفم
گویی که مگر ز لطف زادم
یاری که نداد بوسه از ناز
او بوسه بجست و من ندادم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال خوشی و شادمانی خود سخن میگوید و غم را کنار گذاشته است. او خود را در شرایطی لطیف و ظریف احساس میکند و گویی که از لطف خدا به وجود آمده است. با وجود اینکه یار او بوسهای نمیدهد، او همچنان در حال مستی و عیش است و خود را پادشاه خوشبختی میداند. در پایان، شاعر به شگفتی از حال و وضعیت خود میپردازد و به نعمتهای زندگیاش اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
