

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۸۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۲
هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
کار دارم من به خانه لا نسلم لا نسلم
گفتهای فردا بیایم لطف و نیکویی نمایم
وعدهست این بینشانه لا نسلم لا نسلم
گفتهای رنجور دارم دل ز غم پرشور دارم
این فریب است و بهانه لا نسلم لا نسلم
گفت مادر مادرانه چون ببینی دام و دانه
این چنین گو رهروانه لا نسلم لا نسلم
گوییم امروز زارم نیت حمام دارم
می نمایی سنگ و شانه لا نسلم لا نسلم
هر کجا خوانند ما را تا فریبانند ما را
غیر این عالی ستانه لا نسلم لا نسلم
