

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۶۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۷
ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم
شکم ار زار بگرید من عیار بخندم
مثل بلبل مستم قفس خویش شکستم
سوی بالا بپریدم که من از چرخ بلندم
نه چنان مست و خرابم که خورد آتش و آبم
همگی غرق جنونم همگی سلسله مندم
کله ار رفت بر او گو نه کلم سلسله مویم
خر اگر مرد بر او گو که بر این پشت سمندم
همه پرباد از آنم که منم نای و تو نایی
چو توی خویش من ای جان پی این خویش پسندم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این شعر حال و هوای عاشقانه و مستی دارد. شاعر در آن از آزادی و رهایی از قیدوبندها سخن میگوید و بیان میکند که همچون بلبل، قفس را شکسته و به علو و بلندی پرواز کرده است. او به عشق معشوق اشاره میکند و بیان میکند که هر چه به خاطر او زحمت بکشد یا از دست بدهد، ارزشمند خواهد بود. شاعر تمام وجود خود را در این عشق هزینه کرده و از هیاهو و سختیهای زندگی نمیهراسد، زیرا قلبش فقط برای معشوق میتپد و به عشق او میاندیشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
