

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۶۴۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۷
روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
دست با هم بدهیم و بر دلدار شویم
چون در او دنگ شویم و همه یک رنگ شویم
همچنین رقص کنان جانب بازار شویم
روز آن است که خوبان همه در رقص آیند
ما ببندیم دکانها همه بیکار شویم
روز آن است که تشریف بپوشد جانها
ما به مهمان خدا بر سر اسرار شویم
روز آن است که در باغ بتان خیمه زنند
ما به نظاره ایشان سوی گلزار شویم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ برگزاری یک روز شاد و تجمع برای شادی و نزدیکی بین دلها صحبت میکند. دعوت به همدلی و هم زبانی در کنار جشن و رقص، و ایجاد فضایی برای تجلی زیباییهای محبت و عشق وجود دارد. در این روز، مردم از کارهای روزمره دست برمیدارند و به جشن و میهمانی خدا میپردازند، در حالی که در کنار زیباییهای طبیعی و روحانی به تماشای دوستان خوب و محبوب مینشینند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
