

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵
از ورای سر دل بین شیوهها
شکل مجنون عاشقان زین شیوهها
عاشقان را دین و کیش دیگرست
اصل و فرع و سر آن دین شیوهها
دل سخن چینست از چین ضمیر
وحی جویان اندر آن چین شیوهها
جان شده بیعقل و دین از بس که دید
زان پری تازه آیین شیوهها
از دغا و مکر گوناگون او
شیوهها گم کرده مسکین شیوهها
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی شیوهها و سبکهای مختلف عشق و عشقورزی میپردازد. او میگوید که حقیقت عشق برای عاشقان به شکلی متفاوت است و برخی از آنها دین و کیش خاصی دارند. دل انسانها ممکن است پر از حیرت و گمراهی باشد و عشق آنها با پیچیدگیهایی همراه است. شاعر به سادگی عشق از دیدگاه شمس تبریزی اشاره میکند و تأکید میکند که در جستجوی حقیقت، باید از خودبینی و تنگنظری دوری جست. در نهایت، عشق واقعی انسان را جوان میکند و او را به سوی درک عمیقتری از هستی سوق میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
