

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶
روح زیتونیست عاشق نار را
نار میجوید چو عاشق یار را
روح زیتونی بیفزا ای چراغ
ای معطل کرده دست افزار را
جان شهوانی که از شهوت زهد
دل ندارد دیدن دلدار را
پس به علت دوست دارد دوست را
بر امید خلد و خوف نار را
چون شکستی جان ناری را ببین
در پی او جان پرانوار را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا بر ارتباط روح انسان با عشق و جستجوی پرشور او تأکید دارد. روح زیتونی، که نماد عشق و پاکی است، در تلاش است تا به درک و چارهسازی رسیدن به محبوب نایل شود. شاعر از دو نوع جان سخن میگوید؛ جان شهوانی که از شهوات دور است و جان اخوان که بر پایه محبت و دوستی استوار است. او همچنین اشاره میکند که در جستجوی حقیقت و نور، باید به سمت قبله و یار اصلی خود، که شمس تبریزی است، روی آورد. در نهایت، این شعر دعوت به ترک امیال ناپسند و توجه به نور درونی و دیدار با دوست میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
