

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۵۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۵
در طریقت دو صد کمین دارم
لیک صد چشم خردهبین دارم
این نشانها که بر رخم پیداست
دانک از شاه همنشین دارم
آن یکی گنج کز جهان بیش است
در دل و جانِ خود دفین دارم
ظلمت شک جای من بادا
گر از آن رو سر یقین دارم
من نهانی ز جبرئیل امین
جبرئیل دگر امین دارم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمق تجربیات و حالات درونی خود اشاره میکند و از رهیافتهای معنویاش سخن میگوید. او از دو صد کمین در مسیر طریقت حرف میزند و تأکید میکند که درونش گنجی از عشق و شناخت وجود دارد. با بیان اینکه عشق او را از جهان مادی دور کرده و به دنیای معنوی نزدیکتر ساخته، به عدم وابستگیاش به ظواهر اشاره میکند. وی همچنین به شمس تبریزی به عنوان مرشد و مایه الهامش اشاره میکند و در کل حال و هوای شعر به عشق و تجربههای روحانی پرداخته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
