

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۸۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۵
بیا بیا دلدار من دلدار من
درآ درآ در کار من در کار من
تویی تویی گلزار من گلزار من
بگو بگو اسرار من اسرار من
***
بیا بیا درویش من درویش من
مرو مرو از پیش من از پیش من
تویی تویی هم کیش من هم کیش من
تویی تویی هم خویش من هم خویش من
***
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوق خود دعوت میکند که در دل و زندگیاش ورود کند و از نزدیک با او باشد. او معشوق را همچون گلی در دل خود میداند و با ابراز اشتیاق، از او میخواهد که همیشه در کنار او بماند و از رفتن خودداری کند. شاعر به ارتباط عمیق و معنوی خود با معشوق اشاره میکند و او را مونس و روشنیبخش زندگیاش میداند. در نهایت، شاعر از فضایل و احسانات الهی که در کنار معشوقش حضور دارند، تمجید میکند و امید به زندگی سرشار از نعمت و خیر را با او سال میزند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
