

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۹۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۳
این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
از آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین
بیهوشی جانهاست این یا گوهر کانهاست این
یا سرو بستانهاست این یا صورت روح الامین
سرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهان
ویرانی کسب و دکان یغماجی تقوا و دین
خورشید و ماه از وی خجل گوهر نثار سنگ دل
کز بیم او پشمین شود هر لحظه کوه آهنین
خورشید اندر سایهاش افزون شده سرمایهاش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به عشق و جذبهٔ معشوق میپردازد و از زیباییهای او بهعنوان منبع سرمستی و حیرت یاد میکند. در این غزل، معشوق به قدری درخشان و والا است که حتی خورشید و ماه نیز از زیباییاش خجالتزده میشوند. شاعر به حالت شگفتانگیزی از عشق و وصال میرسد و متوجه میشود که وی در حقیقت گنجی است که به دست آوردنش ارزش تمام تلاشها را دارد. در پایان، غزل به پیوند عمیق بین معشوق و عاشق اشاره میکند و نشان میدهد که این رابطه به حقیقتی برتر و معنوی منجر میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
