

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۹۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۵
هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
مردانه باش و غم مخور ای غمگسار مرد و زن
قوت بده قوت ستان ای خواجه بازارگان
صرفه مکن صرفه مکن در سود مطلق گام زن
گر آب رو کمتر شود صد آب رو محکم شود
جان زنده گردد وارهد از ننگ گور و گورکن
امروز سرمست آمدی ناموس را برهم زدی
هین شعله زن ای شمع جان ای فارغ از ننگ لگن
درسوختم این دلق را رد و قبول خلق را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به شادی و نشاط میپردازد و تاکید میکند که انسان باید با دلپروری و بدون غم زندگی کند. او از مردم میخواهد تا در شرایط سختگیری، به جای صرفهجویی، شجاعانه قدم بردارند و از زندگی لذت ببرند. همچنین اشارهای به دلبستگی به محبوب و عشق دارد و میگوید که عشق و زیبایی باید در زندگی آنها جریان داشته باشد، حتی اگر به نظر بیمعنی بیاید. در نهایت، شاعر با اشاره به نوعی ناپایداری وجودی، خواهان رهایی از قید و بندهای دنیوی میشود و در جستجوی عشق حقیقی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
