

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۰۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۰
هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین
هذا معاد الغابرین نعم الرجا نعم المعین
صد آفتاب از تو خجل او خوشه چین تو مشتعل
نعره زنان در سینه دل استدرکوا عین الیقین
از آسمان در هر غذا از علویان آید ندا
کای روح پاک مقتدا یا رحمة للعالمین
حبس حقایق را دری باغ شقایق را تری
هم از دقایق مخبری پیش از ظهور یوم دین
ای دل ز دیده دام کن دیده نداری وام کن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به مضامین عرفانی و صوفیانه پرداخته و به بیان اتصالی عمیق میان انسان و حقیقت غیرمادی میپردازد. شاعر از دل ندا میکند و از پویایی روح و جستجوی معنوی در برابر آفات و دشواریهای زندگی سخن میگوید. او به مخاطب یادآوری میکند که باید از مادیات فراتر رود و به درک عمیقتری از وجود و ارتباط با خدا برسد. با اشاره به قصههای از تاریخ و تمثیلهای معنوی، شاعر نقش ایمان و صبر را در رسیدن به حقیقت و رهایی از قیدهای دنیوی به تصویر میکشد. در نهایت، او دعوت به یکپارچگی و اتحاد میکند و به گوش فرا دادن به نداهای درونی تأکید دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
