

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۷۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۹
آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
مستی دماغ آمد این بوی چه بوی است این
این خانه جنات است یا کوی خرابات است
یا رب که چه خانهست این یا رب که چه کوی است این
در دل صفت کوثر جویی ز می احمر
دل پر شده از دلبر یا رب که چه جوی است این
ای بر سر هر پشته از درد تو صد کشته
تو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این
جانها که به ذوق آمد در عشق دو جوق آمد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و لذتی میپردازد که از منظر عشق و مینوشی به دست میآید. او باغی را توصیف میکند که نماد خوشی و مستی است و به دنبال شناخت این فضا و حال و هوای آن است. به نظر میرسد که این مکان یا باغ بهشتی است یا محلی برای خوشگذرانیدن و او از خداوند میخواهد تا او را در شناخت این مکان یاری کند. شاعر به شدت عاشق فردی خاص است که دلش را پر کرده و در این عشق، از شراب و سبو به عنوان نشانههای عشق یاد میکند و به نوعی درد و شوق عاشقانه را در کنار هم بیان میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
