

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۱۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۱
تو را پندی دهم ای طالب دین
یکی پندی دلاویزی خوش آیین
مشین غافل به پهلوی حریصان
که جان گرگین شود از جان گرگین
ز خارشهای دل ار پاک گردی
ز دل یابی حلاوتهای والتین
بجوشند از درون دل عروسان
چو مرد حق شوی ای مرد عنین
ز چشمه چشم پریان سر برآرند
چو ماه و زهره و خورشید و پروین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به طالب دین توصیه میکند که در کنار حریصان و دنیاطلبان قرار نگیرد، زیرا این کار به آسیب روحی منجر میشود. او بر اهمیت پاکی دل و دوری از زشتیها تأکید میکند و بیان میکند که عشق حقیقی حلاوتی خاص دارد. همچنین، شاعر به ضرورت نیکو رفتاری و احسان به خوبان اشاره میکند و میگوید که نیکان به تحسین نادرست فریب نمیخورند. در نهایت، بر سختی و تمکین در عشق تأکید کرده و میگوید که عشق راستین نیاز به صبر و خودداری دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
