

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۱۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۱
تو را پندی دهم ای طالب دین
یکی پندی دلاویزی خوش آیین
مشین غافل به پهلوی حریصان
که جان گرگین شود از جان گرگین
ز خارشهای دل ار پاک گردی
ز دل یابی حلاوتهای والتین
بجوشند از درون دل عروسان
چو مرد حق شوی ای مرد عنین
ز چشمه چشم پریان سر برآرند
چو ماه و زهره و خورشید و پروین
بنوش این را که تلقینهای عشق است
که سودت کم کند در گور تلقین
