

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۵۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۹
روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
زلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست
عشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن
سنگ ما گوهر شکست و حیف هم بر سنگ ماست
حیف هم بر روح باشد گر شدش قربان بدن
این نه بس دل را که دلبر دست در خونش کند
این نه بس بت را که باشد چون خلیلش بت شکن
هر که را جست او به رحمت وارهید از جست و جو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به موضوع عشق و تمایلات انسانی میپردازد و تضادهای عقل و عشق را به تصویر میکشد. راوی به تحلیل رابطه میان عشق و عقل میپردازد و بیان میکند که عشق به رخوت دروغین عقل نمیانجامد. به بیان زیباییهای عشق و محبوب اشاره میکند و ابراز میکند که عشق میتواند فرد را از موانع و نگرانیها رها سازد. همچنین، شاعر از لذتهای ناشی از عشق و خطرات ناشی از خودخواهی انسانی سخن میگوید و در نهایت بر اهمیت عشق و اتصال به حقیقت تاکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
