

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۷۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۲
عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین
جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
عاشقا در خویش بنگر سخره مردم مشو
تا فلان گوید چنان و آن فلان گوید چنین
من غلام آن گل بینا که فارغ باشد او
کان فلانم خار خواند وان فلانم یاسمین
دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مرو
کان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین
ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عاشقان توصیه میکند که به درون خود بنگرند و زیباییهای وجود خویش را کشف کنند. او از اشخاص میخواهد که از قضاوتهای غلط مردم دوری کنند و خود را با افکار منفی دیگران تحت تأثیر قرار ندهند. مولانا به اهمیت نگاه درونی و بصیرت دعوت میکند و یادآور میشود که عشق واقعی فراتر از افکار سطحی و ظواهر است. در نهایت، او به قدرت شمس تبریزی اشاره دارد و میگوید که چطور امانتهای الهی بر زمین گسترده شده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
