

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۷۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۹
عاشقان را مژدهای از سرفراز راستین
مژده مر دل را هزار از دلنواز راستین
مژده مر کانهای زر را از برای خالصیش
هست نقاد بصیر و هست گاز راستین
مژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابد
هستش از اقبال و دولتها طراز راستین
فرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از این
پیش شمس الدین درآید گشت باز راستین
حبذا دستی که او بستم درازی کم کند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به مژدههایی برای عاشقان و مؤمنان اشاره دارد که آنها را به حقیقتی راستین و ابدی دعوت میکند. در اینجا از اهمیت تزیینات دنیوی و ملموس به زیباییهای معنوی و راستین پرداخته شده است. شاعر به تجربیات مثبت و واقعی در عشق و وصال اشاره میکند و در نهایت، از شخصیتی چون شمسالدین به عنوان یک راهنما و نجاتدهنده سخن میگوید که میتواند جانها را از دنیا به ملکوت برساند. او با تمجید از ویژگیهای روحانی و سلحشوری شاعرانه، بر جنگ و جدل با تعلقات دنیوی تأکید میکند و تحولی عمیق را نوید میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
