

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۰۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۶
هر کجا که پا نهی ای جان من
بردمد لاله و بنفشه و یاسمن
پاره گل برکنی بر وی دمی
بازگردد یا کبوتر یا زغن
در تغاری دست شویی آن تغار
ز آب دست تو شود زرین لگن
بر سر گوری بخوانی فاتحه
بوالفتوحی سر برآرد از کفن
دامنت بر چنگل خاری زند
چنگلش چنگی شود با تن تنن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به ستایش و توصیف وجود دوستی و معشوق میپردازد که هر جا حضور یابد، زیبایی و شکوفایی را به دنبال میآورد. شاعر میگوید که با هر عمل و نیتی خالص، میتوان به شادی و لطافت دست یافت. همچنین اشاره میکند که با شکستن موانع روحی و فکری، به آگاهی و روشنایی خواهیم رسید. در نهایت، شاعر به اهمیت لبها و کلمات اشاره دارد و میخواهد که معشوق به بیان و سخن بپردازد تا درک و فهمی عمیقتر حاصل شود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
