

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۱۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۱
جان جانهایی تو جان را برشکن
کس توی دیگر کسان را برشکن
گوهر باقی درآ در دیدهها
سنگ بستان باقیان را برشکن
ز آسمان حق بتاب ای آفتاب
اختران آسمان را برشکن
غیب دان کن سینههای خلق را
سینههای عیب دان را برشکن
بانشان از بینشان پرده شده
بینشانی هر نشان را برشکن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به تشویق و دعوت به رهایی از محدودیتها و مشکلات اشاره دارد. مولانا از جانها میخواهد که از قید و بندهای دنیوی آزاد شوند و به حقیقتی عمیقتر دست یابند. او همچنین به نور و روشنایی به عنوان نماد حقیقت و آگاهی اشاره میکند که میتواند تاریکیها و محدودیتها را شکسته و به روشنایی هدایت کند. در پایان، شمس تبریز به عنوان نماد این نور و حقیقت مطرح میشود که باید در جانها نفوذ کند و زندگی را روشنتر سازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
