

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۲۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۵
ای به انکار سوی ما نگران
من نی ام با تو دودل چون دگران
سخن تلخ چه میاندیشی
ای تو سرمایه جمله شکران
بر دل سوختهام آبی زن
که تویی دلبر پرخون جگران
ز غمم همچو کمان تیر مزن
چه زنی تیر سوی بیسپران
با گل از تو گلهها میکردم
گفت من هم ز وی ام جامه دران
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلبستگی عمیق خود میپردازد و از درد و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید. او درباره دلبر خود که منبع شکر و نعمت است، احساساتش را مطرح میکند و از او میخواهد که اندکی بر دل سوختهاش ببارد. نویسنده خواستار توجه و همدردی از محبوب است و با کنایه به سختیهای زندگی و عشق، نشان میدهد که عشق او قدرتی عظیم دارد که میتواند کوهها را خم کند. در نهایت، شاعر به جدایی خود از دیگران و درونیترین تجربیاتش اشاره میکند و بر فقدان ارتباطات معنادار در دنیای شلوغ تأکید دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
